مطالب گوناگون و یاد داشت های احمد بلال

زمانی بود که یک موضوع را در موتور های جستجوگر جستجو میکردم اما نمی یافتم. به همین خاطر خواستم یک ویبلاک پر محتوا و خوب بنویسم

مطالب گوناگون و یاد داشت های احمد بلال

زمانی بود که یک موضوع را در موتور های جستجوگر جستجو میکردم اما نمی یافتم. به همین خاطر خواستم یک ویبلاک پر محتوا و خوب بنویسم

ضرورت و اهمیت مدیریت

 

         

انسان موجودی است اجتماعی و در زندگی اجتماعی تحت تاثیر طبعیت و فطرت خویش قرار دارد و بخش مهمی از سعادت خویش را در سایه چنین کششی جستجو می کند .یکی از ارکان زندگی اجتماعی مدیریت است ؛زیرا «در اجتماع منافع و مقاصد افراد و سرنوشت اشخاص با یک دیگر ارتباط و اشتراک پیدا می کند و به خاطر هرچه مطلوبتر این ارتباط و پایمال نشدن حقوق ، تعیین وظایف،  معرفی حدود و رعایت حقوق ضرورت دارد تا حق از باطل و راستی از کژی مشخص گردد .        

مطالب تاریخ و تتبع در زندگی بشر، ضرورت واهمیت مدیریت را اثبات نموده است ؛ زیرا از آغاز تا به امروز در هر کجا که چند تن انسان دور یکدیگر جمع شدند، نیاز به مدیریت در رأس شان قرار گرفت .

قبل از شروع هر کاری ،رهبری و مدیریت لایق برای رسیدن به هدف الزامی است  مدیریتی که عهده دار اجرای قوانین و عامل آنها باشد و به شکل قیم و نگهبان برای آن عمل کند ،تا از یک سو هم منافع مردم از بروز فساد و اعمال ، حفظ باشد و حدود احکام را دربین مردم جاری نماید .

ضرورت وجود مدیریت و رهبری در جامعه از شاخصهای اولیه عقلی است ؛ زیرا حرکت جامعه به سوی تکامل و پیشرفت های مختلف آن به دلیل رهبری و مدیریت همه جانبه و دقیق است . از ملزومات جامعه که زیست جامعه بدون آن امکان پذیر نیست «حکومت قانون است که برای تأمین اهداف الهی آفزینش و هستی ضروری است ، یکی از مواردی که همه ادیان الهی به آن تأکید داشته اند وعقل سلیم نیز آن رامی پذیرد،ایجاد نظم و حفظ آن درجامعه است.»( جهت ایجاد این اصل مهم  باید شرایطی فراهم باشد که در چارچوب مدیریت و قانون خود نمایی کند .

هرگاه در جامعه مدیریت نباشد نه تنها ظلم ،استبداد و ستمگری به اوج خود می رسد بلکه از سطح بالای آن جامعه گرفته تا به پایین ترین سطح آن نه هدایتی وجود میداشته باشد ونه می توان زمینه لازم را برای اطا عت از دستورات الهی و عبادت او فراهم ساخت .

اثرات سازنده مدیریت در تمام بخشهای اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصادی ،سیاسی و ... نمود عینی وتبلور ویژه دارد . یکی از این بخشها که ، بدون مدیریت و رهبری سالم  و مؤثر و قابل استفاده نیست و یا به طور مثبت و به وجه احسن نمی توان امور اداری و پلانگذاری یک رسانه گروهی  را پیش برد هماناسازمان وسایل ارتباط همگانی است .

امروزه رسانه های گروهی به قوه چارم دموکراسی و عصر نا محدود ارتباطات نامگذاری شده است  که در تمام جوامع بشری به طور فزاینده ای جایگاه ، مقام و ارزشمندی خاصی را به خود اختصاص داده است . و اگر به طور مبالغه آمیز بگوییم هیچ کانونی از خانواده بدون گوش دادن خواندن و یا دیدن یکی از این رسانه ها نمی توان زندگی را آنچنان که می خواهند  پیش برند.

پخش و نشر اخبار و دادن آگاهی به شکل واقعی و عینی به شیوه ساده و روشن و جامع و جذاب  اطلاع دهی دقیق  و همه گیر و تولید برنامه های مؤثر فرهنگی ، آموزشی و سرگرمی در جهت رشد و انکشاف جامعه بشری ، یا به طور خلاصه تبلیغ جمعی ، پروپاگند جمعی و سازماندهی جمعی را می توان از وظایف اساسی و بنیادی رسانه های گروهی  دانست و نقش انکار ناپذیر رسانه های گروهی در شکل دهی رفتار اجتماعی و توده های عظیم مردمی مسأله بدیهی و پذیرفته شده است . همچنان پیشینه ای ژورنالیزم در مطبوعات پدیده ییست از گسترده پیکار انسانهای آزاد ، آگاه ، پیشرو ، پیگیر و روشن نگر به منظور آگاهی بخشی  روشن سازی ، تعلیم دهی و سازندگی در جامعه

همه موضوعات و گفتار بالایی بدون یک مدیریت سالم ، اشخاص با تجربه و مسلکی در آن  خبر نگاران کار بلد ، دبیران شایسته و مسلط به علم ارتباطات و بلاخره بدون تشکیل ، پلان گذاری یا برنامه ریزی و سازماندهی دقیق و مثبت در یک رسانه ، امکان پذیر نیست .

رسانه های گروهی در عصر کنونی جایگاه و نقش وافری در جوامع مختلف پیدانموده است و یکی از مهمترین ابزار و وسیله ای برای دست رسیدن به اهداف سازمانی و نهادهای دولتی و خصوصی تلقی می شود و سازمان های رسانه ای با مقوله مدیریت آنهم از طریق مطالعه و پیدا کردن قواعد  تشکیل شد . علم مدیریت علم استفاده از منابع محدود برای رسیدن به خواسته های نا محدود است . مدیریتی که افراد با توجه به معنا و تعریف مدیریت و اداره رسانه را به عهده می گیرند ، این مدیران علاوه بر داشتن هنر مدیریت ، هنر انتقال و اقناع را نیز داشته باشند .

کارشناسان رسانه ها و ارتباطات  مدیریت رسانه ای را به دو بخش تقسیم نموه اند :

·        مدیریت بر رسانه ها

·        مدیریت در رسانه ها

·        «بخش اول مدیریت بر رسانه ها است که نظام حقوقی رسانه ها را در جامعه تدوین و روابط بین رسانه ها و مخاطبان را بیان می کند . در این قسمت مدیریت  نظام حقوقی و اخلاق حرفه ای رسانه ها نیز ترویج می شود و در مقام عقل کل عمل می کند؛عقل کلی که تمامی اعصاب و نظامهای رسانه ای را در کنترول دارد . مدیریت اغلب دولتی ، یا صنفی است که اعمال مدیریت را نیز دارد . انجمن صنفی روزنامه نگاران ، روزنامه نگاران بدون مرز ، خبر نگاران آزاد و اتحادیه های روزنامه نگاری از جمله این نوع مدیریت ها هستند . وظیفه این نهادها و واحدها اعطای هدایا ، جوایز ، تأکید و نظارت است و آموزش لازم را به اعضا می دهند و فرهنگ خاص خود را ترویج می کنند .»

·        در بخش مدیریت در رسانه ها افراد مسلکی و حرفه ای هستند که مسوولیت یک رسانه را به عهده گرفته و در جهت تعیین و تحقق اهداف ، برنامه ها سازماندهی  گزینش گری افراد ، نظارت ، رهبری و پلان گذاری را در یک رسانه عهده مند اند که اکثر این افراد یا از تجارب کافی در عرصه روزنامه نگاری و رسانه های دیگر بهره مند بوده و یا از آموزشهای منظم دانشگاهی و سیاست های موجود جامعه ، هدایت و مدیریت یک رسانه را بدوش می گیرند و مدیر در مقام سرپرست اعمال قدرت و رهبری می کند .

همچنان رسانه های گروهی از لحاظ نوع اداره و وضعیت حقوقی و ماهیت و مالکیت در جهان سه نوع اند :

گروه اول –«رسانه های دولتی اند که همه درآمد ، امتیازات ، اعتبارات و پشتوانه آنها را دولت و حکومت پرداخت می کند و خط مشی ، اهداف و محتوای برنامه های این رسانه ها وابسته و محدود به دولت و حکومت ها هست و تمام خواستها و پالیسی آنها را تامین و سلسله مراتب این گونه رسانه ها را نیز دولت و حکومت مشخص می کند .

گروه دوم – رسانه های عمومی یا ملی اند ، برعلاوه از مددها و هدایات مردم از رهبری دولتها و حکومت ها استفاده می کنند ، هزینه های خود را از پرداخت های عمومی و حق اشتراک مردمی تامین می کنند و دولت نظارت کننده بر این رسانه ها است و تمام قوانین مقررات و ضوابط آنها را نهادهای ملی و مردمی و حکومت را تا اندازه ای  در پی دارد .

گروه سوم – رسانه های خصوصی و تجارتی اند که از مقررات عمومی و قوانین مطبوعاتی  رعایت اخلاق حرفه ای و موانع ملی و بین المللی مطبوعات ، روئسا در برابر عملکرد خود مسوول اند و این گروه از رسانه ها از طریق آگهی های بازرگانی ، حمایت تجارتی و فروش محصولات تمویل می گردند و وضعیت حقوقی آنها نیز تابع مقررات بازرگانی و قوانین تجارتی است . »

بناء رسانه های گروه اول را دولت و حکومت ، مالکیت گروه دوم این رسانه ها را مردم و مالکیت گروه سوم را اشخاص حقیقی و یا حقوقی متعلق است . برای انیکه از مبحث مدیریت دور نرویم ، حالا می پردازیم به تعریف اداره ، مدیریت ، مدیر ، وظایف و مسوولیت ها و شاخصهای یک مدیر تا از بحث استفاده مزید ببریم .

معرفی اداره و مدیریت

«اداره به معنی گرداندن ، چرخاندن ، روبه راکردن ، ترتیب و انتظام هر دستگاهی و یا محلی که گروهی از کارمندان در آن می آیند و به کمک کاغذ ، قلم ، ماشین تحریر ، ماشین حساب رایانه و ... کار مشخصی را انجام می دهند و جوابگوی ارباب رجوع هستند که اغلب شامل چند شعب یا دایره و تابع وزارتخانه است .»

« ویا اداره عبارت است از نظام اجتماعی و طرح روشهای خاص که در آن عده کثیری از افراد به منظور رسیدن به یک سلسله اهداف نسبتا مشخص به انجام وظایف پیچیده و دقیق مشغول اند.»

در اداره پروسه قرار دادن اشخاص در کنارهم ، بخاطر ایجاد سهولت در کارها و رسیدن به اهداف مشخص مورد نظر است تا در آن از منابع مختلف به شکل مؤثر و مثمر استفاده به عمل آید و در نتیجه قناعت و رضایت جوانب ذیدخل بر آورده می گردد .

 

عناصر مهم اداره و مدیریت :

هدف

منابع

مؤثریت یا         Effectiveness

مثمریت یا                  Efficiency

جوانب ذیدخل یا   Stakeholders

هدف:- عبارت است از نتیجه مطلوبی است که تمام فعالیت های اداره به استقامت آن سوق داده میشود .

مشخاصات هدف – هدف باید  دارای مشخصات ذیل باشد :

1.    واضح و مشخص باشد           Specific

2.    قابل سنجش باشد                    Measurable

3.    قابل حصول باشد            Achievable

4.    واقع بینانه باشد                    Realistic

5.    دارای محدوده زمانی باشد Time bound

منابع :- عبارت از سرمایه مادی و معنوی سازمان می باشد که به انواع ذیل تقسیم می گردد :

منابع فزیکی

منابع مالی

منابع انسانی

منابع غیر محسوس

مؤثریت :- عبارت از اجرای فعالیت های است که در جهت دستیابی به اهداف سازمان به ما کمک می کند . در مؤثریت مسأله ایکه بیشتر مطرح است ؛ عبارت از کیفیت می باشد .

مثمریت :- عبارت از اجرای درست فعالیت ها است که با استفاده از آن از سرمایه کم محصول و یا نتیجه زیاد بدست می آید یعنی نسبت محصول بر سرمایه بیشتر باشد .

جوانب ذیدخل در اداره :- عبارت از اشخاصی اند که در سازمان و یا فعالیت های آن سهم  منفعت و یا تمایلی داشته باشند . و یا اینکه فعالیت های سازمان به نحوی از انحا بالای شان هم در نفع و هم در ضرر اثر گذار باشد .

جوانب ذیدخل شامل کتگوری های زیر اند :

1.    سهم گیرندگان

2.    کارمندان یا مامورین

3.    مشتریان / تمویل کنندگان

4.    عرضه کنندگان

5.    و افراد محل

تعریف مدیریت:

«مدیریت در لغت عمل یا فن اداره کردن ، توانایی اداره کردن ، مهارت های اجرایی و کارگری در اداره و امثال آن می باشد .» و در اصطلاح مدیریت عبارت از هماهنگ ساختن نیروی مادی و انسانی جهت رسیدن به اهداف با حد اقل مصرف در کوتاترین زمان . «به عبارت دیگر مدیریت عبارت از سازماندهی ارکان اداره از قبیل هدف ، پلان ، وظایف و منابع می باشد .»

« مدیریت فرایند به کار گیری مؤثر و کار آمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی وسازماندهی  بسیج منابع و امکانات ، هدایت و کنترول است که برای نیل به اهداف مشخص و مشترک سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد . »

بنابراین مدیریت عبارت است از علم و هنر هماهنگی کوششها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف معین و یا برنامه ریزی ، سازماندهی ، کنترول ، و نتیجه گیری مطلوب .

معرفی مدیر:

« مدیر در لغت به معنی اداره کننده ، گردنده ، گرداننده است و در اصطلاح کسیکه شایستگی لازم را برای سازمان دادن و اداره کارها داشته باشد . » ویا شخصی است که مسوولیت عملکرد تیم خود را به عهده دارد .

از نظر کارشناسان مسایل دینی ، مدیر شایسته و کارساز کمتر از آن است که تصور می شود و راز آن این است که بخشی از ویژگی های مدیر انعامی است که باید دست آفرینش در نهاد انسانها به امانت بگذارد و هر گز با آموزش قابل تحصیل نیست .

برای یک مدیر خوب ، مؤثر ، کارساز و شاسیته ویژگی های بر گزیده شده است که به ترتیب زیر هر کدام را نام گرفته توضح می نماییم :

1.    اولین ویژگی یک مدیر در جامعه اسلامی مثل افغانستان جز توحید و اعتقاد مدیر و ایمان وی به قادر یکتا چیز دیگری نیست ؛ زیرا در جامعه اسلامی کسانیکه هیچگونه سازگاری و مشابهت فکری و اعتقادی با مسلمانان ندارند . هرگز در این جوامع به مقام مدیریتی دستیاب نمی شوند و با صراحت بیان می کند : « لن یجعل الله للکافرین علی المسلمین سبیلا »  ترجمه : خداوند هرگز تسلط و مدیریت بر مؤمنان را برای کافران قرار نداده است .

2.    دومین ویژگی یک مدیر عطوفت و مهربانی نسبت به زیردستان است ؛ خداوند کریم در قرآن عظیم می فرماید : « فبما رحمت من الله لنت لهم و لو کنت فظاء غلیظ القلب لانفضو من حولک فاعف عنهم واستغفر لهم »  ترجمه : بر اثر بخشایش خدا تو با مردم مهربان گشتی و اگر تند خو و سخت دل بودی از گردت رانده می شدند پس اگر به تو بدی کنند از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخوا .

               با عطوفت و مهربانی رضایت مردم و زیر دستان سریعتر فراهم می شود و بین         مدیر و کارکنان سازگاری و تفاهم بوجود می آید . 

3.    سومین شاخص مدیر حسن سابقه یا سابقه نیک یک مدیر در گذشته است که با اخلاق نیک قبل از انتصاب بررسی شده و تتبع در احوال قبلی و حال وی ضروری است .

4.    ویژگی دیگر مدیر در نظام اسلامی حلیم و برده بار بودن و دوری از خشم و غضب است . کمتر مدیریتی را می توان یافت که در آن موقعیت های تنش زا و جود نداشته باشد و حد موفقیت با این ویژگی صبر و حوصله می طلبد تا به سادگی نا ملایمات را پشت سر گذاشت . خداوند متعال در سوره عصر می فرماید : « والعصر ان الانسان لفی خسر الالذین آمنو و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر » ترجمه : سوگند به عصر همانا انسان در زیانکاری است مگر آنانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و یکدیگر را به حق و شکیبایی سفارش کردند .

5.    خصوصیت بعدی مدیر ورع یا اجتناب از گناه است ؛ زیرا بهترین عمل اجتناب از گناه است ، مدیر در درجه اول به عنوان یک الگو و سرمشق برای کارکنان خود محسوب می شود چنانچه خود به این اصل اساسی معتقد نباشد قطعا نا مؤفق و در پیشگاه خداوند نیز مطرود است .

6.    ویژگی دیگر مدیر در کشور اسلامی تواضع و فروتنی است :تواضع و فروتنی یکی از بهترین نقشهای است که هرچه خوبتر می توان خدمات سازمان را ارایه داد که یک نقطه مثبت و یک فضیلت بارز محسوب می شود ، خلأ ها را با آن پر کرده و انسانها را نسبت به خود جذب می کند .

7.    ویژگی عمده دیگر یک مدیر عفو و گذشت و مدارا و ملایمت با زیر دستان است :تا هنگامیکه شخص به انجام کاری مبادرت نورزد قطعا اشتباهی نیز نخواهد کرد . خطا و اشتباه وقتی رخ می دهد که فرد درگیر فعالیت و کار است ، اگر از کارکنان خود انتظار به انجام رسانیدن کاری را داریم قطعا باید عفو و گذشت نیز داشته باشیم .

بحث در خصوص ویژگی های مدیر بسیار گسترده و متنوع است ، خصوصیات دیگری نیز وجود دارند که اینک بطور مختصر آنرا بیان می کنیم :

1.    «اخلاق ساده زیستن

2.    پایگاه کلامی

3.    توانایی در کنترول نفس

4.    وفا به عهد و پیمان

5.    انضباط

6.    علم و آگاهی

7.    متعادل بودن

8.    انصاف

9.    راز داری

10.       سعی و جهد

11.       پایبندی به اصول و ضوابط

12.       خوش بینی و درک صحیح از امور»

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد